مکتب اندیشه
ماهنامهء آرمان
http://php.bamyan.org.au/?attachment_id=2675 >
سایت جدید کانون فرهنگی
Afghan Driving Programm
Your ADS
your ADS
Choose Your Language

image 1

بمانند سالهای گذشته “جامعهء هزارهء ویکتوریا” امسال نیز در ختم ماه رمضان محفل جشن و سرور به مناسبت عید فطر برگزار نمود. این محفل شام یکشنبه دوم جولای از ساعت شش و نیم تا ده و نیم در سالن ستایش برگزار گردید و یکصدو پنجاه نفر از هموطنان عزیز در این محفل اشتراک کردند. در ابتدای محفل، مجری برنامه خانم شکوفه محمدی اقای گل احمد یعقوبی رییس انجمن را به ستیج دعوت کرد. ایشان ضمن عرض تبریک عید فطر و خوش آمدید به مهمانان، راجع به عید فطر معلومات مختصر ارائه کرد و از  صدها تن از هموطنان ما که متأسفانه در جریان ماه رمضان، قربانی حملات انتحاری و انفجاری دشمنان صلح و انسانیت شدند یاد کرد.

بعد از سخنان اقای یعقوبی، محترم جیم ممتی شهردار دندینانگ با مهمانان محفل سخن  گفت و عید را به آنها تبریک گفت. آقای ممتی از انجمن برای دعوت به محفل عید تشکر کرد و با اشاره به اینکه او خود یک مهاجر است از بازار افغانها در دندینانگ و نقش مثبت هموطنان ما در جامعه به نیکی یاد کرد. 

 بعد از سخنان شهردار دندینانگ،  خانم شکیله نصیر، یکی از شاعران خوش ذوق شهر ملبورن، سرودهء زیبای خود را دربارهء عید و وطن قرائت کرد. متن این سروده در صفحهء حریر خیال ماهنامهء آرمان به نشر رسیده است.  
در ادامهء برنامه، امان الله شفا یکی از هنرمندان هموطن ما در ملبورن چندین آهنگ زیبای وطنی را اجرا کرد. بعد از اجرای زیبا و هنرمندانه امان جان؛ از مهمانان با غذای لذیذ افغانی پذیرایی صورت گرفت.
بعد از صرف شام، گروه اتن نوجوانان دختر و پسر با اجرای چند رقص زیبا و متنوع، مجلس را رونق خاص بخشیدند. برای قدردانی از هنرنمایی این نوجوانان هدایایی که توسط خانم رابعه صفا تهیه شده بود به انها تقدیم شد.
 در ادامهء برنامه، خانم عاقله قریشی سکرتر انجمن فرهنگی ادبی افغانهای استرالیا یک پارچه از سروده های زیبای شان در قالب شعر سفید را به حاضران پیشکش نمود. سپس خیرعلی شهرستانی با نوای خوش دنبوره و صدای دلنواز خود؛ بر گرمی محفل بیش از پیش افزود.
در بخش دیگر محفل خانم تمنا خاوری با طرح سه سوال تصویری، معلومات عمومی حاضران در محفل را به چالش کشید و با کسانی که پاسخ درست ارائه کردند جوایزی اهدا نمود. محفل عید فطر با دو آهنگ زیبای دیگر توسط امان جان و صحبت های پایانی آقای یعقوبی پایان یافت. قابل تذکر است که در جریان محفل عید، حاضران در محفل به منظور کمک به هموطنان نیازمند ما در افغانستان، مبلغی پول برای یک صندوق خیریه هدیه دادند.
شایسته است از همهء کسانی که در برگزاری محفل عید، انجمن را یاری رساندند تقدیر و قدردانی صورت گیرد، خاصتاً از محترم مصطفی صافی دایرکتر
   Paragon Business Group
 محترم سید بلخی مالک   Quality Rugs & Furniture

 خانم رابعه صفا
شهرداری دندینانگ
کمیسیون چند فرهنگی ویکتوریا
  Patterson-Chenny Toyota
  Infinity Property Group 
Sweda Migration Agents

F12F11 F10 F9 F8 F3 F4 F5 F6 F7

img-170609084237-0001
در این شماره میخوانید:
هفت نکتهء مهم برای زندگی بهتر
هزاره ها، قربانی خصومت ها و رقابت های ایران و غرب – مسیح ارزگانی
افغانستان شکست ناپذیر – محمد عثمان صدیقی
اعتیاد به ادویهء مخدر – شعیب اکبری
پیشرفت و ترقی افغانستان وابسته به اتحاد تمامی اقوام و مذاهب …. – رحیم مومندوال
روایت نابسامانی ها
کسی که قدرت بر آفرینش آسمان ها و زمین دارد … – غیور غفوری
کاروان ابریشم – با یاد و خاطرات زنده یاد رؤوف راصع
صوفی عشقری – ارسالی غلام محی الدین وهاب
حریر خیال – ویژه شعر زنان شاعر افغانستان
از هر گوشه و کنار جهان
مصاحبه با زاهد نشیط
معلومات دربارهء خطرات حریق در خانه
با فیسبوکی ها
معمای جدولی
واقعات بی سابقه – حنیف رهیاب رحیمی
مطالب انگلیسی – تمیم مصلح

report rally 3 rally 2 rally 1

 

حامد صابری

 

تظاهرات اعتراضی روز دوشنبه سوم اپریل در کنبرا به ارتباط سفر چهارروزهء محمد اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان به استرالیا مهمترین رویداد هفتهء گذشته در جامعهء افغانستانی های استرالیا بود. امروزه سفرهای دیپلماتیک رهبران کشورها و بازید از ممالک دیگر یک امر عادی  در دنیای سیاست است و این گونه رویدادها در غالب موارد، توجه عامهء مردم و یا رسانه های ارتباط جمعی را به خود جلب نمی کند.  به طور اخص در استرالیا به لحاظ انزوای جغرافیایی و فکتورهای اجتماعی و فرهنگی، این گونه اخبار و وقایع در مقایسه با اخبار محلی و کشوری کمتر مورد استقبال مردم و رسانه ها قرار میگیرند. فلذا خبر سفر رییس جمهور یک کشور جهان سوم به کنبرا میتوانست یک خبر کم اهمیت باشد و با بی اعتنایی رسانه های ارتباط جمعی استرالیا همراه باشد. فی الواقع اگر تحولات دو سال اخیر افغانستان را از معادله حذف کنیم، چنین انتظار میرفت که عکس العمل هموطنان ما در استرالیا به سفر اشرف غنی به این کشور به چند مطلب فیس بوکی خلاصه میشد. اما تظاهرات اعتراضی چندین هزار نفری روز دوشنبه سوم اپریل حکایت از آن دارد که رویکرد فعلی جامعهء ما به تحولات افغانستان با آنچه در دو دههء اخیر در استرالیا شاهد آن بوده ایم بسیار متفاوت است. به عبارت دیگر اکنون حداقل بخشی از جامعهء افغانستانی های مقیم استرالیا در پاسخ به آنچه در افغانستان می گذرد عکس العمل های اعتراضی را به عنوان یک گزینهء قوی مدنظر میگیرد. این نوشته نگاه اجمالی به پدیدهء “اعتراض” در اجتماع هزاره های استرالیاست که رفته رفته به رویکرد غالب آنها در مواجهه با تحولات سیاسی افغانستان بدل میشود.
اعتراضات مدنی گروهی و سازمان یافته در افغانستان یک پدیدهء کاملاً جدید است که بیش از هرچیز دیگر مرهون فضای نیمه دموکراتیک و آزادیهای مدنی در افغانستان بعد از طالبان است. با وصف آنکه  افغانستان، حتی بعد از سقوط رژیم طالبان، کشوری است که تقریباً هر روز شاهد وقایعی است که به صورت بالقوه میتواند اعتراضات عمومی را برانگیزد، اعتراضات مدنی گسترده و سازمان یافته در دههء اول بعد از سقوط طالبان چشمگیر نبود. به عبارت دیگر بعد از گذشت بیش از یک دهه از برقراری دموکراسی و آزادیهای مدنی است که امروزه شاهد آن هستم که بخشی از جامعهء افغانستان که عموماً هموطنان هزاره تبار هستند در عکس العمل به وضع موجود به اعتراضات مدنی دست می زنند. این اعتراضات، اما متأثر از مؤلفه های قومی بوده و بیش از آنکه معطوف به وضعیت کلی کشور باشد در پاسخ به حوادث و رویدادهایی است که یک قوم خاص را هدف قرار داده است. تظاهرات گسترده در کابل در اعتراض به قتل مسافران اسیر هزاره و متعاقب آن اعتراضات موسوم به جنبش روشنایی نمونه های بارز این مدعا هستند.
در استرالیا نیز اگرچه از مهاجرت هموطنان هزاره به استرالیا نزدیک به دو دهه می گذرد، فقط در دو سال اخیر شاهد اعتراضات مدنی گسترده  توسط آنها هستیم. بدیهی است که در طول این دو دهه که از آغاز توطن هزاره ها در استرالیا سپری میشود تحولات بسیار چه در افغانستان و ممالک همسایه و چه در استرالیا حادث شده که میتوانست انگیزهء خوبی برای اعتراضات مدنی باشد اما با وصف اینکه جامعهء قانونمند استرالیا بستر کاملاً مناسب برای تجمعات اعتراضی هموطنان ماست تا چند سال قبل، ما شاهد این گونه اعتراضات در استرالیا نبودیم. فلذا سوالی که به صورت جدی مطرح میشود آنست که چه عامل یا عواملی سبب شده که اکنون جامعهء هزاره مقیم استرالیا به تجمعات اعتراضی روی آورد. سوال دوم که مهمتر به نظر میرسد آنست که دستاورد این تجمعات اعتراضی تاکنون چه بوده است.

به صورت عموم، جامعهء هزاره یک جامعهء “معترض” نیست. نگاهی به تاریخ معاصر افغانستان نشان میدهد حتی اگر اعتراضات غیرمدنی که  اغلب “قیام” یا “مقاومت” خوانده میشوند مدنظر باشد اعتراض یا طغیان هزاره ها به دلیل خواست جمعی انها برای اعتراض نبوده است. به عنوان مثال جنگهای غرب کابل که به شکست کامل حزب وحدت در پایتخت انجامید بیش از آنکه از ارادهء عمومی خلق هزاره برای اعتراض در برابر حکومت مجددی/ربانی تأثیر پذیر باشد ناشی از رویکرد نظامی رهبری حزب وحدت و شخص عبدالعلی مزاری بود. در افغانستان پسا طالبان نیز قسمی که پیشتر اشاره رفت باوصف ظلم و تبعیض فراگیر علیه مردم هزاره که توسط دولت مرکزی کابل و رهبران هزاره بر آنها اعمال میشد تا بیش از یک دهه، نشانه ای از اعتراضات مدنی سازمان یافته در مردم هزارهء افغانستان دیده نشد. در ایران که نزدیک به چهار دهه میزبان بیش از یک ملیون مهاجر هزاره است به رغم آنکه تبعیض و بی عدالتی به صورت روزمره دامنگیر این مهاجرین است نشانه ای از اعتراضات مدنی توسط آنها ثبت نشده است. در پاکستان که هزاره ها به تناسب هم تباران شان در ایران، در وضعیت و موقف بسیار برتر قرار دارند به رغم کشتارهای هدفمند و سلسله وار، اعتراضات مدنی گسترده به آن پیمانه که انتظار میرفت دیده نشده است. در استرالیا که میزبان چهارمین جمعیت کلان هزاره های دنیاست باوجود اینکه اعتراضات مدنی حق قانونی شهروندان این کشور دانسته میشود فقط در دو یا سه سال اخیر است که شاهد این گونه اعتراضات در اجتماع هزاره های استرالیا هستیم.

بنابراین اگر این ادعا را بپذیریم که جامعهء هزاره یک جامعهء “معترض” نیست لاجرم باید پذیرفت که دامنهء تأثیر عامل یا عواملی که اعتراضات مدنی اخیر در جامعهء هزارهء استرالیا را سبب شده اند فراتر از مؤلفه های رایج و معمول بوده است. مهمترین این عوامل، حرکت های اعتراضی است که امروزه به جنبش روشنایی موسوم شده است. بسیاری از هزاره های داخل و خارج افغانستان، تغییر مسیر لین برق وارداتی از ترکمنستان را مصداق آشکار تبعیض سیستماتیک علیه قوم خود تلقی نموده و با حمایت گسترده از جنبش روشنایی، فصل جدیدی در داعیهء حق خواهی و عدالت طلبی را آغاز نمودند. اما بی اعتنایی دولت کابل به خواسته های معترضین و خاصتاً فاجعهء دوم اسد که راهکار اصلی جنبش را که همانا مظاهرهء خیابانی نامحدود بود به بن بست کشاند رهبران و حامیان جنبش روشنایی را در یک حالت کاملاً منفعل و سردرگم قرار داد. این سردرگمی و انفعال زمینه را برای تهییج مردم به صورت بی سابقه فراهم نمود تا بدانجا که در چند روز بعد از فاجعهء دوم اسد، هزاره های استرالیا سیل کمکهای مالی خود را به کابل سرازیر نمودند و در تظاهرات اعتراض آمیز در مقابل سفارت افغانستان در کنبرا سهم گرفتند.
در اجتماع افغانستانی ها به صورت عموم و هزاره ها به صورت خاص، خِرَد جمعی همواره تحت الشعاع احساسات و هیجاناتی است که متأثر از فکتورهای قومی، مذهبی، منطقوی، حزبی و …  است. دور از واقعیت نخواهد بود اگر ادعا شود که سردرگمی و انفعال ناشی از ناکامی جنبش روشنایی بعد از فاجعهء دوم اسد، توان اندیشیدن را در حامیان جنبش روشنایی در استرالیا بیش از پیش تقلیل داده و احساسات و هیجانات شان را به قلیان رسانده است. در این شرایط، سوار شدن بر موج احساسات عوام برای رهبران جنبش روشنایی و جوانان پرشوری که بیرق رهبری جنبش در استرالیا را بلند کرده اند کار دشواری نخواهد بود خاصتاً اگر فضای نقد و دیالوگ، محدود شود و منتقدان و دگر اندیشان، عامدانه نادیده گرفته شوند. این چنین است که شعارهای رادیکال و پر طمطراق بر گفتمان و دیالوگ خِرد محور تفوق یافته و راهکارهای مقطعی و پوپولیستی به گزینهء غالب تبدیل میشود و زمینه برای تظاهرات اعتراضی روز سوم اپریل مساعد میشود. 

اگرچه سازمان دهندگان این تظاهرات، با استناد به فزونی تعداد اشتراک کنندگان و پوشش خبری تظاهرات توسط رسانه های ارتباط جمعی، آنرا یک موفقیت بزرگ می خوانند اما به نظر میرسد دستاورد این تظاهرات خاصتاً در طولانی مدت، بسیار کمتر از آنست که ادعا شده است. آنچه بدیهی به نظر میرسد آنست که رییس جمهور افغانستان  در این سفر تاریخی به استرالیا به اهداف از پیش تعیین شده دست یافت و با دست پر استرالیا را به مقصد اندونیزیا ترک کرد. از این منظر، میتوان ادعا نمود که این شعار حماسی اما غیرواقع بینانهء سران جنبش روشنایی که دنیا را بر سران ارگ تنگ خواهند نمود در استرالیا که میزبان چهارمین نفوس کلان هزاره ها در دنیاست جامهء عمل نپوشید و دولت استرالیا مطابق به عرف دیپلماتیک، با تظاهرات اعتراضی چندین هزار نفری در کنبرا با بی اعتنایی برخورد کرد.
اکنون که رییس جمهوری افغانستان استرالیا را ترک نموده و غوغای تظاهرات به خاموش گراییده به نظر میرسد که جامعهء هزاره در استرالیا  و خاصتاً حامیان پرشور جنبش روشنایی در این کشور دو گزینهء مشخص پیش رو دارند:
گزینهء اول  تداوم شعارهای رادیکال، رویکرد پوپولیستی و راهکارهای مقطعی مانند تظاهرات اعتراضی سوم اپریل است که بسترساز آن، احساسات بی حد و حصر مردمی است که بعد از سالها تبعیض و محرومیت، اکنون در جامعهء دموکراتیک و آزاد استرالیا آرمانها و آروزهای خود را می جویند اما تلاش و تقلای شان بیش از آنکه به منظور رسیدن به یک هدف مشخص باشد برای فرونشاندن احساسات و عقده های شان است. نتیجهء ملموس این امر، اعتراض است و دیگر هیچ.
گزینهء دوم، رویکرد واقع بینانه به یک پدیدهء پیچیده است که مستلزم نادیده گرفتن ایده آل ها و بیرون شدن از دنیای خیالی و فانتزی است که در آن ابر و باد و مه و خورشید فلک در کار اند تا همه چیز بر وفق مراد ما به پیش رود. به بن بست رسیدن برنامه های جنبش روشنایی در افغانستان و ناکامی آن در کشورهای اروپایی میتواند بیانگر این واقعیت باشد که هرگاه ارزیابی و برنامه ریزی ما بر واقعیت های روز جامعه و کشوری که در آن زندگی میکنیم منطبق نباشد کامیابی دور از انتظار خواهد بود. نگارنده بر این باور است که اگر سازمان دهندگان تظاهرات اعتراضی سوم اپریل در کنبرا، واقعیت های جامعهء استرالیا و خاصتاً فیصدی مؤثریت مکانیزم تجمعات اعتراضی در استرالیای امروز و عوامل مؤثر بر تعامل بین دولت و پارلمان و فکتورهای مؤثر بر روابط بین الدولی را به درستی مدنظر میگرفتند چه بسا در شتافتن به سوی اقامت گاه فرماندار کل استرالیا تجدید نظر میکردند. 

hamedsaberiau@hotmail.com

 

 

64 58 36 35 19 27 29 33 10بصیر قدیری
عکس: حمید مهمند، حسین ویرا، رضا سرامد

بارِ دیگر افغانهای شهر ملبورن نشان دادند که جشن بزرگ، کهن و باستانی نوروز چقدر به ایشان ارزش دارد. امسال جشن نوروز نسبت به سالهای گذشته از رونق، شکوه و جمع و جوش خاصی برخوردار بود. اگر چه در گـذر پر فـراز و نشيب تـاريـخ، چندين بـار این جشن کهن مـورد تاراج و هجـوم فرهنگ ستیزان قرار گرفته و حرام خوانده شده است بلکه بـه همت فرهنگ دوستان این جشن بزرگ فرهنگی جايگاهی بلند و استواری در راه شگوفایی فرهنگ و گسترش فرهنگ صلح و همدیگر شناسی پیدا کرده و هر سال نسبت به سالهای گذشته جمع و جوشی بیشتری می داشته باشد.

این جشن کهن در ولایت بلخ افغانستان که امروز بحیث پایتخت نوروز شناخته شده تولد شده است و نامیدن بلخ به عنوان پایتخت نوروز به دو دلیل است: یکی اینکه در ولایت بلخ جشن نوروز با مراسم ویژه با برافراشتن علم مبارک حضرت علی برگزار می‌گردد. دیگر اینکه براساس شواهدی که در برخی از آثارِ پیشینیان، از جمله شاهنامه فردوسی؛ تاج‌ پوشی جمشید شاه، در همین روز و در همین بلخ باستانی صورت گرفته است. چنانچه فردوسی بزرگ اندرین باب چه خوش گفته است:

به جمشید بر گوهر افشاندند ——– مران روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین ——– برآسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند ——– می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ ازان روزگار ——– به ما ماند ازان خسروان یادگار

هزاران سال است که افغانها و همسایه های هم فرهنگ افغانستان مانند ایران و تاجکستان نوروز را گرامی می دارند. و بتازگی سازمان ملل متحد نیز این روز را به عنوان یک روز مهم فرهنگی و میراث فرهنگ تمدن انسانی به رسمیت شمرده و آنرا به ثبت رسانده است. نخستین مراسم مشترک بین المللی جشن باستاني نوروز در سال 1388 هجری خورشيدي به اشتراک بسیاری از کشورهای جهان درولايت باستاني بلخ برگزار گردید.

جشن امسال به روز یکشنبه بیست و ششم مارچ در محوطه بزرگ دندینانگ شو گروند توسط نهاد هماهنگی انجمن های افغانستانی ویکتوری برگزار گردید. بیش از چهار هزار افغان از سراسر ایالت ویکتوریا برای تجلیل از سال نو در یک فضای مملو از شادی و سرور اشتراک نموده بودند. برنامه ساعت 4:00 بعد از ظهر با سرود ملی آسترلیا و افغانستان رسماٌ اغاز گردید. در شروع برنامه معلومات مختصر در مورد نوروز ارایه گردید و به تعقیب بانو مهدیه مونس رییس نهاد هماهنگی سخن چند نثار حاضرین نمودند. بعداٌ نمایش زیبای ورزشی توسط آقای نجفی و شاگردان کلپ ورزشی ایشان خدمت همه پیشکش گردید.

دقایق بعد گروپ دانش آموزان مکتب پیام با لباس های رنگین هزارگی و سرایش ترانه ی زیبای نوروزی در مسند اجرا قرار گرفتند. به تعقیب گروپ دمبوره نوازان که توسط آقای شکور فرهمند تنظیم و برنامه ریزی شده بود با پیشکش نمودن ترانه محلی هزارگی گوش ها را نوازش داده و مورد استقبال گرم همه قرار گرفتند.

در دیار غربت در چنین جشنی که همه به یاد کوچه و پس کوچه های کابل به خصوص سرک جمال مینه تا کارته سخی می افتند فرصتی خوبی بود تا چند اهنگ وطنی و نوروزی خدمت همه پیشکش گردد. گروپ موسیقی نصیر (میرویس نصیر، بارق نصیر و تمیم نصیر) که همه به نام و هنر ایشان در شهر ملبورن آشنایی کامل دارند با آهنگ جدید ایشان به عنوان تحفه ی نوروزی (میرم کابل جان ده خارج دلِ ما تنگ شده) زیب و فری بیشتری به برنامه بخشیدند.

در مجموع برنامه بگونه ای هیجان و انرژی مثبت احساس می شد که نمایش لباسهای محلی، ترانه هزارگی توسط اقای سالار و به تعقیب رباب نواز حرفه ای ما ندیم فروتن با نواختن آهنگ “بیا که بریم به مزار” گوش ها را نوازش داد.

فضای مجلس آنقدر زیبا شده بود که همه به پا ایستاده بودند و انتظار آهنگهای شاد را داشتند و این بود که نوید جان فروغ جوان با استعداد و خوش صدای اجتماع ما با گروپ موسیقی ایشان روی استیژ قرار گرفته و با آهنگهای زیبای شان همه را به جوش آوردند.

بعداٌ گروپ رقص آسترالیایی با آهنگ شاد افغانی روی صحنه قرار گرفت، باید یاد آور شد که این رقص با حرکات ورزشی توجه همه را به خود جلب نموده بود.

حدود ساعت 7:00 شام بود که گروپ موسیقی برادران نشیط (قیس نشیط، تواب نشیط و زاهد نشیط) با آهنگهای شاد و نوروزی ایشان روی استیژ قرار گرفتند. این بود که تعداد زیادی جوانان باز به رقص و پای کوبی پرداختند. برنامه قرار بود ساعت 7:30 شام تمام شود ولی گروپ رقص آسترلیایی ها دوباره روی صحنه آمدند و رقصی با آتش اجرا کردند که توجه همه را به خود جلب کرده بود. برنامه آنقدر دلچسپ شده بود که اگر تا صبح هم دوام می کرد کسی احساس خستگی نمیکرد.

جشن نوروز ساعت 8:00 شب به پایان رسید و در اخیر برنامه از مسؤول هماهنگی برگزاری جشن نوروز محترم آصف ملت یار و تیم همکارش هریک محترم حامد صابری، محترم انجینیر صاحب بهسودی، محترم هادی کریمی، محترم شکور فرهمند، محترم ناظر یوسفی و همچنان در بخش کمره محترم شیرزاد و همکارانش، در بخش تصویر برداری محترم حامد مهمند و همکارانش و در مجموع از دست اندرکارانی که سهم خود را در راه اندازی این جشن بزرگ صادقانه ادا کرده بودند سپاسگزاری و قدردانی صورت گرفت.

Poster1

1113 1112 1111

گزارش محفل جایزهء آرمان

عکاس: رومل صالح زاده

محفل پنجمین جایزهء آرمان روز شنبه 17 دسمبر 2016 در سالن لینبروک شهر ملبورن برگزار شد. در این محفل شبنم صفا مجری برنامه به مهمانان خوش امدید گفت و در شروع برنامه از محترم گل احمد یعقوبی، رییس “جامعهء هزارهء ویکتوریا” دعوت کرد تا راجع به فعالیت های انجمن به حاضرین در محفل معلومات بدهد. سخنران دوم محفل، خانم مهدیه مونس رییس “نهاد هماهنگی انجمن های افغانستانی ویکتوریا” بود که راجع به نهاد هماهنگی و فعالیت های نهاد در یک سال گذشته به مهمانان حاضر در محفل معلومات داد. سپس حامد صابری، سکرتر جامعهء هزاره ویکتوریا راجع به تاریخچهء جایزهء آرمان، اهداف آن و پروسهء بررسی کاندیداها و انتخاب برندهء جایزه معلومات جامع ارائه نمود.  

بعد از صحبت های حامد صابری، محترم رحیم الله مومندوال عضو شورای مشورتی ماهنامهء آرمان به ستیج دعوت شد تا برندهء جایزهء آرمان را اعلان نماید. ایشان محترم عمر صبور عضو انجمن ادبی، فرهنگی و هنری افغان های ویکتوریا را به عنوان برندهء جایزهء آرمان در سال 2016 اعلان نمود و نشان سمبولیک جایزهء آرمان را به ایشان تقدیم کرد.

آقای عمر صبور بعد از دریافت جایزهء آرمان راجع به کارکردهای فرهنگی  خود معلومات مختصر ارائه نمود و از مسؤولین انجمن و ماهنامهء آرمان سپاسگزاری نمود. بعد از سخنان محترم عمر صبور، عارف همدم معاون رییس انجمن یک چک به مبلغ دو هزار دالر را به ایشان تقدیم کرد.

بعد از اهدای جایزهء آرمان، داکتر اسماعیل عباسی به ستیج دعوت شد و راجع به دستاوردهای مکتب اندیشه در یک سال گذشته صحبت کرد و لوح تقدیر شاگردان ممتاز مکتب اندیشه را به آنان تقدیم نماید.  در ختم محفل، امان جان شفا با اجرای چند آهنگ زیبای افغانی به شور و گرمی محفل افزود.

محفل جایزهء آرمان با اهدای دسته های گل به شبنم صفا، امان الله شفا و رومل صالح زاده خاتمه یافت.

 

خلص سوانح عمر صبور:
عمر صبور در سال 1344 هجری شمسی در ده بوری شهر کابل متولد شد. تعلیمات ابتدائیه را در مکتب ابتدائیهء ده نو شهر کابل و تعلمیمات ثانوی را در لیسهء عالی شیر شاه سوری (لیسهء غازی) اختتام بخشید و برای اخذ تعلیمات بیشتر شامل انستیتوت پداگوژی کابل شد و در سال 1364 به درجهء لیسانس از شعبهء کیمیا و بیالوجی فارغ گردید. در سال 1988 عیسوی بنابر وخامت اوضاع امنیتی، کابل را ترک نمود و روانهء شهر پشاور در پاکستان گردید و از جولای 1988 الی جون 1990 منحیث کارمند اجتماعی ملل متحد در دفتر مرکزی کمک به مهاجرین افغان تحت برنامه های ملل متحد ایفای وظیفه نمود.
عمر صبور از سال 1990 الی امروز در کشور استرالیا مسکن گزین گردیده که حدود ده سال بحیث مامور مسلکی وزارت مخابرات استرالیا مشغول اجرای وظیفه بود و بعداً با داشتن مشغولیت کار و تجارت آزاد روزگار بسر میبرد.

عمر صبور با داشتن ذوق در رشتهء ادبیات و عرفان از سال دو هزار به این طرف تحقیقات خاص در این رابطه داشته و آثار متعدد در این راستا اهم از شعر، رسالات و مقالات نوشته است. همچنین داستانهای نوشته شدهء آقای صبور بالغ بر شصت داستان است که در سه جلد نوشته شده. مجموعهء اشعار او هنوز تمام نشده و شامل غزلیات، مثنویات، قطعات، رباعیات و پارچه های شعر آزاد می باشد. کتاب عشق و احساس از جمله تألیفات عمر صبور است که در سال ده هزار و سیزده به چاپ رسید. عمر صبور از اعضای ارشد انجمن هنری، فرهنگی و ادبی افغان های ویکتوریا می باشد که در برگزاری جلسات ادبی و شب شعر نقش برجسته داشته و به مدت دو سال سردبیر ماهنامهء نوای فرهنگ بود.

Leader

Association of Hazaras to translate fire safety information into Dari for Home Fire Awareness Project

Geordie Cowan, Greater Dandenong Leader

A SPRINGVALE-based organisation is breaking down language barriers to spread the word about fire safety.

The Association of Hazaras in Victoria aims to educate the Afghan community in Casey and Greater Dandenong about how to reduce the risk of fires in the home by translating useful information into Dari as part of the Home Fire Awareness Project.

Association grants officer Lisa Mohammadi said the Hazara community needed educating because most were newly-arrived refugees or migrants.

“Even though a lot of information is available, it’s all in English,” she said. “Our people have language barriers and they are also not as technologically savvy, so it is difficult to access and understand information.”

The association will create brochures and also hold information sessions.

The program is expected to start running in February.

OLYMPUS DIGITAL CAMERA OLYMPUS DIGITAL CAMERA OLYMPUS DIGITAL CAMERA

حامد صابری

 

پیش زمینه:

جای تردید نیست که حفظ زبان و فرهنگ یکی از چالش های اساسی هر جامعهء مهاجر است و به فراموشی سپردن زبان مادری خاصتاً در بین کودکان و نوجوانان ما که از هر سو زیر نفوذ مستقیم و غیرمستقیم زبان و فرهنگ کشور میزبان هستند یکی از نگرانی های عمدهء خانواده های افغانستانی در استرالیا می باشد. مفکورهء تأسیس مکتب اندیشه  در جنوب شرق ملبورن که میزبان جمعیت بزرگی از هموطنان ماست اولین بار هفت سال قبل در یکی از جلسات کمیتهء اداری “جامعهء هزارهء ویکتوریا” مطرح شد. هدف اولیه از تأسیس مکتب، آموزش زبان دری و پشتو به کودکان و نوجوانان هموطن بود تا آنها  علاوه بر زبان انگلیسی، به زبان مادری شان نیز تسلط داشته باشند تا از یکسو رشتهء تعلق نسل جوان ما با فرهنگ غنی و تاریخ کهن شان حفظ شود و از جانب دیگر با پدیدهء شکاف نسل ها که متأسفانه امروزه در بسیاری از جوامع مهاجر در استرالیا به شمول هموطنان ما دیده میشود به صورت مؤثر مقابله شود.

مکتب اندیشه در مدت هفت سال گذشته راه طولانی را پیموده  اما به رغم موفقیت های چشمگیر که ذیلاً به آن اشاره میشود، برای رسیدن به اهداف یاد شده و تبدیل شدن به یک مکتب پیشگام در امر آموزش زبان مادری در ایالت ویکتوریا هنوز راه طولانی تر در پیش دارد. این نوشته مرور جامع مکتب اندیشه و برنامه های تعلیمی و آموزش آن نه، بلکه بیان اجمالی تجربیات نگارنده به عنوان یکی از مسؤولین مکتب اندیشه در مدت هفت سال  گذشته است.

 

اهداف مکتب و نصاب درسی:

نصاب درسی مکتب اندیشه بر اساس اهداف مکتب که همانا فراگیری زبان مادری، آموزش قرآن شریف و تأکید بر اصول و ارزشهای انسانی است توسط شورای مکتب تعیین شده است. یکی از مزایای مکتب اندیشه بر مکاتب دیگر آموزش زبان فارسی دری در ملبورن و شهرهای دیگر استرالیا آنست که کتب درسی مکتب اندیشه توسط شورای مکتب و با درنظرداشت نقاط قوت کتب درسی موجود در افغانستان و ایران تدوین شده است. از این منظر مکتب اندیشه شاید یگانه مکتب آموزش زبان فارسی دری در ملبورن باشد که بجای تدریس کتب مکاتب دیگر، کتب درسی آن توسط مسؤولین مکتب تألیف شده است.
اما با وجود آنکه در تدوین کتب درسی، شورای مکتب اندیشه تلاش نموده محتوای کتب درسی مکتب متناسب با نیازهای شاگردان باشد هنوز هم یکی از اساسی ترین چالش های مکتب اندیشه و احتمالاً سایر مکاتب زبان مادری، تشویق شاگردان به حاضر شدن به مکتب و ایجاد شور و شوق یادگیری زبان مادری در آنهاست.  به عبارت دیگر بسیاری از کودکان و نوجوانان ما با وصف انکه بسیار علاقمند به فراگرفتن علم و دانش هستند و چه بسا هر روز با شور و اشتیاق وافر به مکاتب اصلی خود حاضر میشوند و برای یادگیری دروس خود، تلاش مضاعف میکنند اما نسبت به یادگیری زبان مادری بی علاقه و یا کم علاقه هستند. در واقع اگر اصرار والدین در کار نباشد بسیاری از شاگردان مکاتب زبان فارسی حتی به خود زحمت نخواهند داد یک روز در هفته به مکتب زبان مادری حاضر شوند.

دلایل کم علاقه بودن شاگردان به یادگیری زبان مادری متعدد است اما شاید یکی از مهمترین این دلایل آنست که روش های تدریس زبان مادری در مقایسه با آنچه شاگردان در مکاتب اصلی تجربه میکنند برای شان بسیار خسته کننده و کسل آور است. به تعبیر معلمین مکاتب استرالیایی خاصتاً در مکاتب ابتدائیه با روشهای مختلف و برنامه های متنوع و دلچسپ؛ شاگردان را به موضوعات درسی علاقمند می سازند و آنها را تشویق به فراگیری درس میکنند اما روش سنتی تدریس در مکاتب زبان فارسی، استفاده از کتاب و کتابچه و قلم است. تجربهء نگارنده در مدت هفت سال گذشته نشان میدهد که خاصتاً شاگردان صنوف پایین تر، در هر موضوع درسی، در جستجوی قسمی ساعت تیری (fun) هستند و هرگاه موضوع یا برنامهء درسی مطابق ذوق و علاقهء شاگرد نباشد بعد از مدت کوتاه، درس و کتاب را رها کرده و خود را در یک زندان تصور میکند که برای فرارسیدن ساعت تفریح مکتب و فرار از محبس، دقیقه شماری میکند. طبعاً در چنین شرایط، یادگیری درس برای شاگردان بیحد دشوار خواهد بود. از همین رو به معلمین مکتب اندیشه خاصتاً معلمین صنوف آمادگی و اول همواره تأکید شده است که از مواد کمک درسی که به شکل داستان، معما، فلم و عکس و فعالیت های جالب دیگر می باشد استفاده کنند تا درس و مکتب برای این شاگردان دلچسپی خود را از دست ندهد. علاوتاً برای شاگردان صنوف بالاتر نیز استفاده از روشهای نوین تدریس مثل روشهای دیداری و شنیداری که مکمل کتاب درسی است همواره مورد تأکید قرار میگیرد.

 

برنامهء کتاب خوانی:

یکی دیگر از چالش های اساسی مکتب اندیشه و مکاتب دیگر آموزش زبان مادری، ساعات محدود مکتب است چراکه این مکاتب فقط در روزهای آخر هفته به مدت سه یا چهار ساعت دایر می باشند حال آنکه آموزش مهارت های خواندن و نوشتن به زبان مادری، در این وقت محدود چند ساعت در هفته بسیار دشوار است. اساساً فلسفهء کار خانگی نیز آنست که شاگردان آنچه را فرصت نیافتند در مکتب تمرین کنند در خانه بدان بپردازند اما متأسفانه شاگردان مکاتب آموزش زبان مادری به صورت عموم به کار خانگی بی علاقه هستند و آنرا کسل کننده و خسته کن میدانند. در مکتب اندیشه از یکسو تلاش بر آن بوده که کار خانگی شاگردان، کم اما دلچسپ باشد و از جانب دیگر در پهلوی کار خانگی، کتب داستانی مخصوص کودکان در اختیارشان قرار داده شود تا با مطالعهء منظم این کتابها، مهارت های خواندن و نوشتن شاگردان تقویه شود. برنامهء کتابخوانی مکتب اندیشه در واقع کاپی برنامهء کتابخوانی در مکاتب ابتدائیهء استرالیاست که تأثیرات مثبت آن غیرقابل انکار است. یکی از مشکلات اصلی برنامهء کتابخوانی مکتب اندیشه محدود بودن تعداد کتب اطفال به زبان فارسی دری است فلذا شورای مکتب اندیشه طرح ترجمهء کتب اطفال از زبانهای دیگر را در چند سال اخیر تعقیب کرده است که بودجهء آن عمدتاً توسط کمیسیون چند فرهنگی ویکتوریا پرداخت شده است. اکنون مکتب اندیشه دارای گنجینهء ارزشمندی از کتب اطفال است که بخشی از آن به زبان فارسی دری ترجمه شده و متباقی آن نیز تا ختم سال آینده برای مطالعهء شاگردان مکتب، آماده خواهد شد.  

 

کورس سواد آموزی برای خانمها:

یکی از برنامه های قابل قدر مکتب اندیشه دایر کردن کورس سوادآموزی برای خانمهاست. در این کورس تعداد سی نفر از والدین شاگردان مکتب اشتراک میکنند و در پهلوی یادگیری زبان فارسی دری، مضمون قران شریف و احکام دینی مخصوص خانم ها را نیز فرا میگیرند و در جریان برنامهء درسی شان، از اطفال خُردشان که هنوز به سن مکتب نرسیده اند در مکتب مواظبت صورت میگیرد. همچنین بعضاً جلسات معلوماتی راجع به موضوعات روزمرهء  فامیل ها توسط ادارهء مکتب برای این گروه ترتیب داده میشود.

 

نقش معلمین:

صحبت کردن دربارهء موفقیت های مکتب اندیشه بدون اشاره به نقش مهم معلمین مکتب که به صورت رضاکارانه برای تربیه و آموزش اطفال و نوجوانان هر هفته به مکتب حاضر میشوند منصفانه نیست. از آنجا که با بودجهء محدودی که مکتب اندیشه از وزارت معارف ایالت ویکتوریا دریافت میکند، استخدام معلمین با معاش رسمی امکان پذیر نیست معلمین مکتب اندیشه به صورت رضاکارانه برای این امر مهم فرهنگی که به کامیابی و سرافرازی نسل آیندهء ما ارتباط مستقیم میگیرد پیشقدم شده اند. از این منظر، مکتب اندیشه یک الگوی کم نظیر همکاری و همیاری در اجتماع هموطنان ما در ملبورن است. صادقانه باید بگویم در مدت یک و نیم دهه فعالیت فرهنگی و اجتماعی مستمر در شهر ملبورن، مکتب اندیشه مثبت ترین و رضایت بخش ترین تجربهء حضور نگارنده در صحنهء فرهنگی و اجتماعی به شمار می آید. این موفقیت، بیش از هر چیز دیگر مرهون تلاش معلمین دلسوز و اعضای شورای مکتب اندیشه است که در هفت سال گذشته در یک فضای دوستانه و بدور از زدوبندهای رایج در جامعه، برای خدمت به هموطنان شان و خاصتاً نسل آینده از هیچ کاری دریغ نکرده اند.
اینک که دو هفته به پایان هفتمین سال تحصیلی مکتب اندیشه باقی است به عنوان یکی از مسؤولین مکتب، پایان یک سال موفقیت آمیز دیگر را  به همهء معلمین و همکارانم در شورای مکتب تبریک گفته و توفیقات مزید برای سال آینده برای شان آرزو میکنم.