روز یکشنبه 18 جولای 2010 در محفلی با حضور اعضای کمیتهء اداری جامعهء هزارهء ویکتوریا، شورای مکتب، معلمین، والدین و نمایندگان چند نهاد دولتی و غیردولتی، مکتب اندیشه در ساحهء “نوبل پارک” شهر ملبورن توسط آقای سم افرا، رییس شورای جوامع قومی ویکتوریا رسما افتتاح شد. در ابتدای محفل عارف همدم، مجری برنامه محفل را با این شعر آغاز نمود:
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
توانا بود هرکه دانا بود زدانش دل پیر برنا بود
ایشان بعد از صحبت های مقدماتی راجع به محفل افتتاح مکتب، بخش های مختلف محفل را به حاضرین معرفی کرد و از حامد صابری، سکرتر انجمن دعوت کرد راجع به مکتب اندیشه و اهداف و برنامه های آن صحبت نماید. حامد صابری تهداب گذاری مکتب اندیشه را یک افتخار بزرگ برای انجمن و همچنین برای هموطنان مقیم ایالت ویکتوریا خواند و آنرا به مثابهء یک مرکزیت برای برنامه های فرهنگی خاصتا برای نسل جوان اجتماع افغانها در استرالیا معرفی کرد. ایشان ضمن تشکر از افراد و سازمان هایی که در تأسیس مکتب با انجمن همکاری کرده اند، به ناکامی نسبی افغانها در زمینهء حفظ و ترویج فرهنگ و عنعنات خود در جامعهء تعددفرهنگی استرالیا اشاره کرد و تهداب گذاری مکتب اندیشه را یک نقطهء عطف در سیر فرهنگی جامعهء مهاجر افغان در استرالیا توصیف نمود.
بعد از صحبت های ایشان، سید اکرام صامدی یکی از اعضای شورای مکتب رشتهء کلام را به دست گرفت و راجع به اثرات محیط بر شخصیت و تفکر انسان و همچنین نارضایتی از افراد و جامعه ای که ساخته شدهء محیط نابسامان قدیمی و ضرورت تلاش برای ساختن جامعهء جدید سخن گفت. ایشان با تعریف مکتب، آنرا بهترین مکان برای پروش انسان ها نامید و علاوتا بر اهمیت زبان مادری به حیث دلچسپ ترین زبان و وسیلهء مفاهمه و تعامل با دنیای اطراف تأکید کرد.
بعد از صحبت های ایشان، سم افرا رییس شورای جوامع قومی ویکتوریا تهداب گذاری مکتب اندیشه را به گردانندگان انجمن و شورای مکتب تبریک گفت و آنرا یک گام موفق دیگر برای خدمت به اجتماع افغانها نامید. سپس سم افرا و سید اکرام صامدی با پرده برداری از لوح تأسیس، مکتب اندیشه را رسما افتتاح کردند.
قابل یادآوری است که از مهمان حاضر در محفل با غذای لذیذ افغانی پذیرایی صورت گرفت و در ختم محفل، امان جان، یکتن از هنرمندان لایق و با استعداد ما، با خواندن های دلچسب به گرمی محفل افزود.








سلام دوستان گرامی
وای بحال هزاره های که حتی درین گوشه دور دنیا نیز توسط سید مکتب اندیشه شان رقم میخورد.مگر آدم قحطی بود که سید ماری که همیشه از کیسه تان تغذیه کردم و نیشش را بشما زدند باز این انگل ها درراس امور تان قرار دارد .وای بحال تان